عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

32

قابوس نامه ( فارسى )

مرد كه نان در دجله مىافگند كيست ؟ « 1 » بيايند و بگويند « 1 » كه امير المؤمنين با او نيكويى خواهد كردن . روز ديگر مردى بيامد و گفت : منم آنكس . متوكل گفت : بچه نشان ؟ مرد گفت : بدان نشان كه نام من بر روى هر نانى نبشته بود : محمد بن الحسين « 2 » الاسكاف . گفتند او را : اين نشان درست آمد اما چند گاهست تا تو اين نان در آب مىافگنى ؟ مرد گفت : يك سالست . گفت « 3 » : غرض تو ازين چه بوده است ؟ گفت : شنوده بودم كه نيكى كن و برود انداز كه روزى بر دهد . بدست من نيكى ديگر نه بود ؛ آنچه « 4 » توانستم كردن همى كردم تا خود چه بردهد ؟ ( 22 پ ) متوكل گفت : آنچه شنيدى كردى و بدانچه كردى ثمرت يافتى ؛ ويرا بر در بغداد پنج ديه « 5 » داد . مرد بر سر ملك رفت و محتشم گشت و هنوز فرزندزادگان آن مرد مانده‌اند « 6 » در بغداد ؛ و بروزگار القايم باللّه - كه من حج كردم و ايزد تعالى مرا توفيق « 7 » داد زيارت خانهء خود « 7 » - فرزندزادگان اين مرد را ديدم و اين سخن از پيران بغداد شنودم . پس تا بتوانى كردن از نيكى « 8 » مياساى و خويشتن را بنيكويى و نيكوكارى بمردم نماى ؛ و چون نمودى بخلاف نموده مباش ، به زبان « 9 » ديگر مگوى و بدل ديگر مباش « 10 » تا گندم - نماى جو فروش نباشى . و اندر همه كارى « 11 » داد از خويشتن بده كه هر كه داد از خويشتن بدهد از داور مستغنى باشد . و گر غم و شاديت بود غم و شاديت با آن كس بگوى كه او را تيمار و غم « 12 » تو بود ؛ و اثر غم و شادى پيش مردمان پيدا مكن ، از بهر نيك و بد زود شاد « 13 » و اندهگن مباش كه اين فعل كودكان باشد . بدان كوش كه بهر محالى از حال و نهاد خويش بنگردى كه بزرگان بهر حقى و باطلى از جاى نروند « 14 » ؛ و هر شادى

--> ( 1 - 1 ) ، نسخهء ب و نسخهء اساس يكى است ؛ ل : بگوييد . ن : و بگوئيت تا بيايد ؛ پ : بگو تا بيايد ( 2 ) - نسخهء اصل « الحسن » بقياس ل و ن و ضبط قبلى در نسخهء اصل ، اصلاح شد ( 3 ) - ل : گفتند ؛ ن : متوكل گفت ( 4 ) - ل : اين كه ( 5 ) - ل : پنج پاره ديه ملك . ن : پنج ديه ملك ( 6 ) - ل : زنده‌اند ( 7 - 7 ) ، ل : زيارت خانهء خود كرامت كرد و آن ثواب بارزانى داشت ( 8 ) - ل و ن : از نيكى كردن ( 9 ) - ن : بزفان ( 10 ) - ل و ن : مدار ( 11 ) - ن : كارها ( 12 ) - ل و ن : تيمار غم و شادى ( 13 ) - ل : شادمانه ؛ ن : شادمان ( 14 ) - ل و ن : بنشوند